رفتگر جوانی عاشق دختری شد؛
به کسی جرات گفتنش را نداشت؛
دخترک هم نمی دانست...
فقط صبح های سحر کوچه دخترک را از همه جا تمیزتر می کرد...
*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*
پ ن: عشق چه آغاز قشنگی داشت...